..خداوندگارم

 

آرزو؟

نه..

ندارم!!

..

 

نوشته شده در پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ توسط نقاشک نظرات ()

 

 

خیلی دوست دارم بدونم تمام شب هایی که  برات گریه می کنم...

داری چه خوابی می بینی؟!

..

.

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ توسط نقاشک نظرات ()

 

می‌گه بگو جون من گریه نکردی؟

می‌گم به‌خدا گریه نکردم..

می‌دونه به‌خدا قسم راستم‌ئه همیشه، چیزی نمی‌گه دیگه...

می‌دونم که خدام می‌بخشه...

..

دلتنگی سخت است.

حق دلتنگی نداشتن، سخت‌تر..

..

واقعا راسته ها...خنده  روی لبات باشه اما زار زار تو دلت گریه کنی...

...

+ امروزه منم اینجوری گذشت..خنده،جیغ،داد،سوت،رقص.. اما کی میفهمه دلمو؟! جز خودمو خودمو خودمو خودمو خودمو خودمو.....و خدا

نوشته شده در جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط نقاشک نظرات ()

 

این روزهای ِ شلوغ
این روزها که گوشیم پشت هم زنگ میزند   

 این روزها که تمام وقتم نگاه کردن به ساعت و...

 این روزها که ناهارم را وقت شام میخورم
و شام را تمام نکرده، به خواب میروم
این روزها که به اجبار
بداخلاقیهای ِ اطرافم را
با بغض و خستگی و دلتنگی فرو میبرم
این روزها که نوشتنم نمی آید
این روزهای شلوغ...
لابُد حالم خوب است
و ملالی جز خستگی نیست
.
.
این روزهای شلوغ
 نبودنت بیشتر از همیشه هست
این روزهای شلوغ
حواسم به نبودنت هست...

.

.

+ هنوزم فکر میکنی من یه دختره گل و خوبی م؟!!

+من این ساعت اینجا چه میکنم واقعا؟!! اینم شد زندگی ....                                          

نوشته شده در شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط نقاشک نظرات ()

 

نمیدونی که چه حالی داره قلبم...

نمیدونی...چه بُغضی تو گلومه...نمیدونی که چه بیقرارو گریونم...

وقتی دونه دونه عکسات روبه روم ِ....

نمیدونی چقدر دستاتو کم دارم....نمیدونی چقدر تنهایی بی رحم ِ..

که وقتی نیستی توی آینه می بینم.. یه مَردی/دختری...منی... که شکسته و نمیفهمه...

تموم ِ ساعتارو بی تو داغونم...

تموم ِ عمرمو یاد ِ تو میمونم...

که واسه یک لحظه برگردی به این خونه...

ببینی تو نبود ِ تو چه دیوونم...

بگو

دستامو میشناسی یا نه....؟!

نگو عطرم واسه تو آشنا نیست............بگو  که هنوزم منو میشناسی......

فقط

نگو

نگو

که ناشناسی

...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط نقاشک نظرات ()


Design By : Pichak